به سوی حق




۲۸ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

پایگاه خبری مذهبی بچه شیعه:درون هفته گذشته خبری دردناک قلب ایران و ایرانی را به درد آورد و اين هم نيوز غرق شدن امید خانواده شهدای نفتکش سانچی بود…

این نيوز قلب هر بیننده و شنونده ای را همچون برگ درخت می لرزاند

پایگاه فرهنگی مذهبی بچه شیعه شهادت خدمه این کشتی را به محضر حضرت بقیه الله العظم (ارواحناه لتراب المقدمه الفداه ) و بعد به محضر خانواده این عزیزان تبریک و تسلیت عرض میکند. و از خداوند سبحان برای بازماندگان این حادثه طلب صبر زیبا می نماید و انشاءالله که این شهیدان عزیز با مادر پهلو شکسته محشور بشوند.

درون آخر دقت شما را به دیدن فیلم کوتاه از مداحی حاج حیدرخمسه درون مورد کشتی سانچی جلب می نماییم.

دريافت و دریافت فایل تصویری مداحی با کلیک درون این قسمت


http://www.bacheshie.ir/?p=3591

۲۸ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

به گفته پایگاه خبری مذهبی بچه شیعه: هر دو از شهرستان «نورآباد ممسنی» استان فارس بودند، از روستای «تل مشکی». ١٠ روز از حادثه آتشین کشتی سانچی درون دلتای یانگ تسه می‌گذرد، ١٠ روزی که خانواده ٣٢ دریانورد درون بیم و امید بودند؛ امید به بازگشت پسران، همسران و پدرانشان.

می‌گفتند ٣١ خدمه کشتی درون جایی داخل کشتی درون حال نفس کشیدن هستند و درون انتظار امدادرسانی اما روز یکشنبه، ٢۴ دی‌ماه امیدشان ناامید شد. آتش نفتکش سانچی خاموش نشد و شعله‌های اين تا ارتفاع ١٠٠ متری رسید و این نفتکش سوزان، درون عمق دریا غرق شد. با پایان یافتن تراژدی سانچی، مردان دریا درون عمق ١١٠ کیلومتری اقیانوس آرام برای همیشه آرام گرفتند و چشم‌انتظاری خانواده‌هایشان با ماتم و اندوه گره خورد. ٣ پیکر بی‌جان خدمه کشتی از غول ٢٧۴ متری بیرون کشیده شد اما مزار ٢٩ مرد دریا درون همان دلتای یانگ تسه ماند. حالا خانواده‌ها مانده‌اند بدون هیچ نشانی از مرگ عزیزانشان. حتی نمی‌دانند دریانوردانشان چگونه جان باختند و رازآلود غروب کردند.

«پوریا عیدی» و «سجاد عبداللهی» دو پسرخاله‌ای بودند که درون لیست ٣٢ خدمه‌ای کشتی سانچی حضور داشتند؛ دو پسرخاله‌ای که درون شهرستان نورآباد ممسنی زندگی می‌کردند و اصالتا اهل روستای «تل مشکی» بودند.

دیروز خانواده‌های پوریا عیدی و سجاد عبداللهی درون شهرستان ممسنی برای دو پسرخاله مراسم گرفتند. مراسم یادبود بدون خاکسپاری. محل دفن دو پسرخاله فرسنگ‌ها دورتر از زادگاهشان هست؛ جایی درون اعماق آب بین ژاپن و چین. این دوپسرخاله که از کودکی با یکدیگر بزرگ شده‌اند، داستان عجیبی دارند. حسینی دایی پوریا و سجاد ٢ دانشجوی عرشه از دانشگاه خارک که کارآموز بودند با ما اعلام کرد‌وگو کرد. او از خوشحالی دو خواهرزاده‌اش اعلام کرد که نخستین سفر خود را تجربه می‌کردند.

چرا دو پسرخاله هر دو با هم عازم این سفر شدند؟

پوریا و سجاد از بچگی با هم بزرگ شدند. هر کاری می‌کردند با هم بود. با هم مدرسه رفتند، دانشگاه رفتند، امتحان دادند و درون شرکت ملی نفتکش قبول شدند. این نخستین سفرشان بود. هم نخستین سفر دریایی و هم نخستین سفر خارجی‌شان. از آنجا که آخرین ‌سال دانشگاهشان بود دوره کارآموزی را باید می‌گذراندند. به همین خاطر با هم تصمیم گرفتند تا به این سفر بروند.

چه رشته‌ای درس می‌خواندند؟

سجاد و پوریا دانشجوی ‌سال آخر رشته مهندسی دریانوردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دریایی خارک بودند که به ‌عنوان بورسیه درون شرکت ملی نفتکش ایران فعالیت می‌کردند.

سجاد و پوریا امدادگر هلال‌احمر هم بودند؟

سجاد از سال  ٩٣-٩٢ بود که وارد هلال‌احمر شد. من خودم هم جزو نیروهای هلال‌احمر هستم. من خواهرزاده‌هایم را تشویق کردم تا وارد هلال‌احمر شوند. پوریا هم علاقه داشت و تصمیم داشت وارد هلال‌احمر شود. درون ماموریت‌هایی که ما می‌رفتیم به طور معمول همراهمان بود. سجاد دوره‌های مختلف امدادی را گذرانده بود و خودم بارها با او به ماموریت‌های مختلف ‌رفتم. کوهستان و دره و تپه و کوه تمامي جا می‌رفتیم. سجاد درون اکثر نرم افزار‌های واحد جوانان و امداد فعالیت می‌کرد و دوره‌های کمک‌های اولیه عمومی امدادونجات را گذراند و آخرین دوره‌ای که به‌طور کامل سپری کرد، دوره پیش‌بیمارستانی بود.

کی از خانه به سمت نفتکش حرکت کردند؟

سجاد و پوریا زاده روستای تل مشکی هستند. چند ‌سال پیش بود که پوریا به همراه پدر و مادرش به شهر رفتند و آنجا زندگی کردند ولی سجاد و خانواده‌اش درون همین روستا ماندند. ١۵ آذرماه بود که از نورآباد ممسنی به سمت خارک رفتند. سوار ماشین شدند؛ ماشین‌های بین راهی. از خارک هم به سمت عسلویه رفتند.

آخرین صحبت‌هایشان پیش از سفر چه بود؟

خیلی خوشحال بودند. تا پیش از سفر آنها را اینقدر شاد ندیده بودم. بیشتر از هر وقت دیگری می‌خندیدند. عید، عروسی برادر سجاد بود. می‌خواست سریع‌تر این سفر را برود تا عید درون خانه باشد. می‌اعلام کرد دو تا سه‌ ماه این سفر طول می‌کشد باید زودتر برویم تا عروسی درون خانه باشیم.

خانواده‌ها از سختی کار دریانوردها نيوز داشتند؟

تا حدودی اما هرگز تصور نمی‌کردیم چنین حادثه‌ای پیش بیاید. از وقتی می‌دانم، چنین اتفاقی درون دریا نبوده. فقط می‌دانستیم زمان‌ها روی آب هستند و کمتر درون خشکی و خانواده‌هایشان تنها می‌مانند.

پیش از حادثه تماس نگرفته بودند؟

درون زمان حادثه نه اما قبل از اين با ما تماس گرفتند. تصوير می‌انداختند و ارسال می‌کردند. از حال و هوای دریا می‌گفتند و اینکه چقدر این سفر برایشان خوب بوده؛ تجربه پیدا کرده بودند.

وقتی این حادثه را شنیدید، چه کار کردید؟

باورمان نمی‌شد. هنوز هم نمی‌شود. چشم از تلویزیون برنمی‌داشتیم اما خبرها کوتاه بود و درون حد زیرنویس. اصلا فکر نمی‌کردیم یک فاجعه باشد. فکر می‌کردیم زنده بیرون می‌آیند. هنوز هم همین تصور را داریم، فکر می‌کنیم خدمه روزی زنده به خاک کشورمان برمی‌گردند.

حال پدر و مادرشان چطور هست؟

اشکشان خشک شده. بغضشان تمامی ندارد؛ واقعا باید مثل کوه باشی تا این درد اثر نگذارد. پوریا تنها یک برادر کوچک‌تر داشت که ورزشکار هست؛ ولي هم سجاد و هم پوریا ورزشکار بودند. رشته‌شان کونگ‌فو بود. سجاد هم دو برادر بزرگ‌تر داشت و یک خواهر کوچک‌تر که تمامي عزادار هستند. تمامي داغدیده هستند. تمامي برای تسلی دو خانواده به خانه‌هایشان آمده‌اند اما درد کمی نیست.‌ ای کاش اثری از این دریانوردان بود. بدون هیچ نشان و اثری سوگواری‌کردن سخت هست. ما از مسئولان خواهش می‌کنیم پیکر عزیزانمان را به ما برگردانند.


http://www.bacheshie.ir/?p=3597

۲۸ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

قابل دقت کسانی که می گویند درون ایران آزادی وجود ندارد! ( شما درون کجای دنیا دیده اید که معترضان به نیروی نظامی و امنیتی و خودروی آنان حمله کنند؟) درون کدام کشور به جزء ایران عده ای به اصطلاح معترض می توانند به نیروی امنیتی و پلیس حمله ور شوند و خودروی پلیس را تخریب نمایند؟ آیا این خود آزادی نیست؟

پایگاه خبری مذهبی بچه شیعه: فیلمی از سوی خبرنگار افتخاری سایت بچه شیعه ارسال شده هست که حکایت از حمله عده ای مسلح به سلاح سرد به خودروی پلیس۱۱۰ و سرنشینانش دارد که شامل یک پرسنل رسمی نیروی انتظامی و راننده اين که سرباز وظیفه هست.

درون فیلم به وضوح قابل مشاهده هست که چگونه خودروی پلیس را مورد تخریب قرار میدهند و راننده خودروی سمند که سرباز وظیفه هست را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

جهت دریافت فیلم زیر با فرمتmp4 درون این قسمت کلیک کنید

 


http://www.bacheshie.ir/?p=3602

۲۸ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق


استاد سعید پرویزی رتبه اول رشته قرائت مسابقات بین‌المللی قرآن کریم

«جلسات قرآن رونق سال‌های گذشته را ندارد و قرآن درون متن زندگی مردم نیست». این سخنِ استاد «سعید پرویزی» مرا یاد آیه ۲۵ سوره مبارکه فرقان می‌اندازد که می‌فرماید: « وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْاينَ مَهْجُورًا».

سعید پرویزی، رتبه نخست سی و چهارمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران، متولد سال ۱۳۶۶، کارشناس نرم‌افزار رایانه و کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث هست. این مربی و معلم قرآن، درون سالیان گذشته درون مسابقات مختلف قرائت قرآن کریم و ابتهال درون کشور صاحب رتبه برتر بوده هست. اعلام کرد و گوی ما با او را درباره اوضاع این روزهای قرائت قرآن و جلسات قرآنی درون کشور می‌خوانید.

* وضعیت رونق جلسات قرآن را نسبت به سالیان گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** متأسفانه اين رونق، شور و حال و کمیت و کیفیت جلسات افت کرده هست. قبلاً صفا، صمیمت و شور و حال جلسات خیلی بیشتر بود. امکانات که زیاد می‌شود انسان کمتر قدر می‌داند و وقتی تمامي چیز درون دسترس انسان هست کمتر دسترس می‌کند. فضای مجازی و تلگرام سبب شده تلاوت هر قاری براحتی درون اینترنت درون دسترس باشد اما درون گذشته، باید از نوارهای کاست و با سختی دسترس می‌کردید و شاید یک نوار بین ده نفر دست به دست می‌شد. به نظر من رونق جلسات کمتر شده و باید درون این خصوص چاره‌ای اندیشید.

* درون عصر تلگرام و اینستاگرام چگونه می‌توان نوجوانان و جوانان را به سمت قرآن و جلسات قرآنی جذب کرد و چطور باید از جاذبه ذاتی قرآن کریم برای این منظور دسترس کرد؟

** باید درون جلسات حتماً یک زمانی را برای بحث اخلاق عمومی و همچنین اخلاق حرفه‌ای درون تلاوت قرآن درون نظر بگیریم. نکته دیگر این که تلاوت‌هایی که درون جلسات انجام می‌شود درون کانال‌های جلسه درون شبکه‌های اجتماعی قرار بگیرد و استادان گوش کنند و رفع اشکال کنند. اعضای جلسات باید هدفشان را از تلاوت قرآن بدانند و اصل و هدف را گم نکنند. قاری نباید فقط درون عالم موسیقی و نغمات سیر کند و باید وقتی را هم ویژه مسایل اخلاقی و دریافت‌های قرآنی قرار بدهد. ولي این را هم باید یادآور شد که تشویق‌های خانواده و مدرسه نیز درون جذب نوجوانان به سمت فضاهای قرآنی بسیار مؤثر هست اين هم درون زمانه‌ای که به قول شما نوجوانان و جوانان بخش زیادی از وقت خود را درون اینستاگرام و تلگرام می‌گذرانند.

* قاریان قرآن ایرانی درون سطح جهان چه جایگاهی دارند و آیا می‌توان اعلام کرد بعد از مصر، ایران دومین قطب تلاوت قرآن درون جهان اسلام هست؟

** بله؛ قطعاً مصر و ایران جزو بهترین‌ها و قطب تلاوت قرآن درون جهان اسلام هستند. بخصوص ایران درون این زمینه رشد بسیار سریعی داشته و برخی قاریان ایرانی اکنون درون جهان اسلام جزو قاریان شاخص به شمار می‌آیند.

* اما بفرمایید که وضعیت قرائت قرآن درون مصر و درون بین قاریان مصری را چگونه ارزیابی می‌کنید و روند حرکت اين‌ها چگونه هست؟ میانگین قرائت قرآن درون این کشور که قطب اصلی رشد قرائت بوده درون مقایسه با سالیان گذشته رشد داشته یا افول؟

** قرائت قرآن درون مصر با دقت به این که درون دهه‌های گذشته شرایط درخشانی داشته اما نتوانسته اين شرایط را حفظ کند و رو به افول بوده و اکنون هم خیلی ضعیف‌تر از قبل هستند. درون واقع باید بگوییم قاریان فعلی مصر اصلاً قابل مقایسه با نسل اول، دوم و سوم نیستند. دلیل اين هم شاید این باشد که قاریان فعلی بیشتر به موسیقی دقت می‌کنند و درون تلاوت امروز مصر، معنامحوری جای خودش را به موسیقی‌محوری داده هست و گویا «آهنگ» برای اين‌ها بیشتر مطرح هست تا معنا.

* چرا هنوز هیچ کشوری مثلاً عراق یا عربستان سعودی یا حتی کشور خودمان با تمام زحمت‌ها و هزینه‌ها نتوانسته‌اند جای مصر را درون رهبری تلاوت قرآن کریم درون جهان اسلام بگیرند؟

** این امر دلایل مختلفی دارد؛ مهمترین دلیلش این هست که درون فرهنگ مردم مصر تلاوت قرآن رسوخ پیدا کرده و درون حاشیه نیست. اما درون کشور ما با تمام توجهی که به قرآن می‌شود و جلساتی که برگزار می‌شود، تلاوت قرآن درون متن جامعه و مردم رسوخ پیدا نکرده و خیلی‌ها با اين بیگانه‌اند و درون واقع ارتباط عمومی مردم با قرآن ضعیف هست. مثلاً شما درون مصر می‌بینید محافل قرآنی را درون کوچه و کنار خیابان هم برگزار می‌کنند و این امر خیلی برایشان عادی هست. عامه مردم، تمامي قاریان را می‌شناسند و برایشان جایگاه اجتماعی قائل هستند اما درون ایران محافل قرآنی چندان تمامي‌گیر و رسمی نیست و مردم قاریان را بخوبی نمی‌شناسند. ۹۰درصد قاریان مطرح، محافل قرآنی اندکی دارند و این نشان می‌دهد که درون بحث قرآن فرهنگسازی نشده هست.

یک دلیل دیگر این موضوع هم عرب‌زبان بودن مردم مصر هست و این که مردم ایران با زبان عربی آشنا نیستند و از تلاوت قرآن تنها درون مجالس ختم و مناسبت‌های خاص دسترس می‌کنند.

* درون حاضر سبک کدام یک از قراء مشهور درون دنیای اسلام مورد استقبال و به اصطلاح تقلید قاریان قرار می‌گیرد؟

** با نگاه عمومی، درون دنیای اسلام تلاوت استاد عبدالباسط درون رأس هست و بعد از وی استاد محمدصدیق مِنشاوی هست. اما اگر مخاطب را خاص‌تر درون نظر بگیریم استاد مصطفی اسماعیل جزو مقبول‌ترین قاریان هست. استاد شحات محمد انور نیز جزو مقبول‌ترین قاریان هست که مورد دقت مردم و قاریان قرآن درون جهان اسلام قرار دارد.

* شما خودتان از سبک کدام قاری پیروی می‌کنید؟

** من از تلاوت‌ها و سبک‌های متعددی دسترس کرده‌ام؛ عبدالباسط، منشاوی، سعید مسّلم، مصطفی اسماعیل، محمد رفعت، حسّان، عبدالفتاح شعشاعی و صیاد درون مقاطع سنی و موقعیت‌های مختلف دسترس کرده‌ام. اما بیشتر از تمامي از استاد مصطفی اسماعیل دسترس کرده‌ام. الان هم به فراخور حال مجلس و مخاطبان، آیات و حس اين لحظه خودم و حتی وضعیت سیستم صوتی جلسه، از سبک‌های مختلف دسترس می‌کنم؛ رفعت، محمد عمران، شعشاعی، شحات، مصطفی اسماعیل و…

* آیا اعتقادی هم به تلاوت اجتهادی یعنی سبک ابداعی خودِ قاری دارید؟

** بله؛ قطعاً رسیدن به سبک ابداعی، یکی از آمال قاریان هست و بسیار هم مطلوب هست. هر قاری دوست دارد که بتواند با دقت به خصوصیات صوت و لحنی و حتی شخصیتی خودش، یک سبک ویژه داشته باشد. اما اهمیت این موضوع نباید سبب خلل درون تلاوت شود و قاری باید مراقب باشد که این ابداع، استاندارد باشد و از شأن قرآن خارج نشود. راهش هم این هست که قاری کار خودش را به چند استاد عرضه کند تا از آفت انحراف درون امان بماند.

* رابطه مساجد و جلسات قرآنی را چگونه می‌توان تقویت و پررنگ کرد؟

** به نظرم مهمترین راه تقویت این ارتباط این هست که جلسات قرآن حتی‌الامکان درون مساجد برگزار شود و هیأت امنا و امام جماعت مسجد از جلسات قرآن حمایت مادی و معنوی داشته باشند، درون امور پذیرایی و سیستم صوتی و… از جلسات حمایت کنند و به بهانه مناسبت‌های مختلف، جلسات قرآن را تعطیل نکنند. باید زمان کافی به جلسات داده شود و خادمان مساجد نیز مأمور به همکاری و همراهی شوند. خیلی خوب هست که کرسی‌های تلاوت هفتگی هم داشته باشند و از قاریان سرشناس هم دعوت شود تا انگیزه و رونق بیشتری به جلسات ببخشند.

* و چه توصیه‌هایی به قاریان جوان دارید؟ آیا دقت قاریان به زیبایی تلاوت، به تنهایی کافی هست؟

** قطعاً قاریان اگر فقط به فن تلاوت و صوت و لحن اکتفا کنند ضرر کرده‌اند و از هدف قرآن دور شده‌اند. اين‌ها باید هم با معنای قرآن کریم آشنایی داشته باشند و هم درون معنای آیات تدبر داشته باشند. قاری قرآن باید شخصیتش عطر و بوی قرآن گرفته باشد. عطر قرآن خود به خود درون تمامي‌جا منتشر می‌شود. قاریان قرآن باید با فکر و عمل قرآنی خود، بهترین الگو برای دیگران درون جامعه‌ای باشند که این روزها بشدت به معارف ناب قرآنی نیاز دارد.

۲۸ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

حجت الاسلام میرباقری اعلام کرد: انسان باید محیط زندگی خودش را به محیط ذکر تبدیل کند، درون اين صورت تمام کارهای انسان حتی خواب هم عبادت خواهد شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی میرباقری درون مراسم سالگرد ارتحال امامزاده موسی مبرقع که درون حرم این امامزاده برگزار شد، با اشاره به ضرورت رسیدن انسان به محیط ذکر اعلام کرد: انسان باید محیط زندگی خودش را به محیط ذکر تبدیل کند، درون اين صورت تمام کارهای انسان حتی خواب هم عبادت خواهد شد.

وی ادامه داد: کسی که محور زندگی او خداوند باشد، حتی درون تجارت هم به خدا دقت دارد و تجارت چنین انسانی، او را از اقامه نماز دور نمی‌کند و همیشه به خداوند دقت دارد.

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: راه رشد انسان این هست انسان اين چیزی را که از خداوند می‌گیرد، درون راه خدا به دیگران ببخشد، انسان باید برای خداوند از اموال خود بگذرد، درون این صورت تمام زندگی انسان به نماز تبدیل می‌شود.

میرباقری با اشاره به سیره ائمه معصومین(ع) اظهار کرد: اين‌ها همیشه مشغول به ذکر و عبادت بودند و هیچ چیزی اين‌ها را از اقامه نماز بازنمی‌داشت.

وی ادامه داد: داد و ستد با خداوند موجب رشد انسان می‌شود، انسان به دنیا آمده هست تا تمامي زندگی او به ذکر تبدیل شود، نور ذکر تمامي قوای انسان را نورانی می‌کند، فرصت دنیا برای انجام چنین کاری کافی هست، خداوند بستر برای نورانی شدن انسان را درون دنیا فراهم کرده هست.

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: انسان باید همیشه به آیات الهی دقت داشته باشد تا بتواند به قرب خداوند برسد، خدا انسان‌ها را هدایت می‌کند و خود خداوند هدایت را برای انسان‌ها آسان کرده هست.

میرباقری با اشاره به ویژگی‌های ائمه معصومین(ع) اظهار کرد: اين‌ها چراغ هدایت هستند و تبعیت از ائمه معصومین(ع) موجب از بین رفتن صفات بد اخلاقی و نزدیک شدن به خداوند می‌شود.

وی ادامه داد: اگر خداوند پیامبران و ائمه معصومین(ع) را برای هدایت ما نفرستاده بود، شیاطین اجازه نمی‌دادند که همیشه به یاد خداوند باشیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: رسول اکرم(ص) درون هر مجلسی که می‌رفت، ۷۰ بار استغفار می‌کرد، ذکر گفتن، به یاد خداوند بودن هست و گفتن ذکر، انسان را آرام می‌کند.

میرباقری اهل‌بیت(ع) را وسیله هدایت انسان‌ها دانست و تصریح کرد: شیعیان کامل هم به دلیل داشتن نور اهل‌بیت(ع)، چراغ هدایت هستند و چنین شیعیانی به دلیل تبعیت از ائمه معصومین(ع) به این مقام بالا رسیدند.

وی ادامه داد: گاهی انسان‌های مومن به مقامی می‌رسند که فرشتگانی همچون جبرئیل هم از مقام اين‌ها تعجب می‌کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: رفتن به حرم‌های ائمه معصومین(ع) و مزار امامزادگان، انسان را آرام و قلب او را نورانی می‌کند، بسیاری از این امامزادگان با ماموریت از طرف ائمه معصومین(ع) به کشورهایی همچون ایران مهاجرت کردند.

میرباقری با اشاره به ضرورت توسل به ائمه معصومین(ع) اظهار کرد: انسان باید برای حاجت‌های مادی و معنوی به سراغ اهل‌بیت(ع) برود، همچنین انسان باید درون راه ائمه معصومین(ع) انفاق کند. انسان زمانی به مقام بالا می‌رسد که از اموال خود انفاق کند، بهترین مالی، اين مالی هست که درون راه خداوند انفاق شود.

وی درون پایان خاطرنشان کرد: خداوند به ما لطف کرده که ائمه معصومین(ع) را به دنیا فرستاده هست، باید ارتباط قوی با حرم‌های اهل‌بیت(ع) و مزار امامزادگان داشته باشیم و درون این حرم‌ها انفاق کنیم که چنین کاری مایه کمال ما می‌شود.

۲۷ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

سید محسن شهیدی اعلام کرد: برجسته‌ترین صفت مرحوم پدر(سید جعفر شهیدی)، صداقت ایشان بود. ایشان هرگز درون تعریف یا تنقید از کسی افراط نمی‌کردند و هرگز کسی را اين قدر بالا نمی‌بردند که مصون از خطا جلوه بدهند.

روزهای اکنون، تداعی‌گر یاد و خاطره تاریخ‌پژوه نامدار اسلام، استاد علامه سید جعفر شهیدی هست. او که درون سالیانی طولانی، جامعه دینی و علمی کشور را از سرچشمه دانش خویش سیراب ساخت و میراثی ارجمند برای ایشان برجای نهاد. درون سالروز ارتحال اين بزرگوار، با فرزند ارجمندش جناب سید محسن شهیدی به اعلام کرد‌وگو نشسته‌ایم که نتیجه اين پیش روی شماست.

*به عنوان نخستین سؤال، اینک که پدر را درون پرسپکتیو زمان مشاهده می‌کنید، ایشان را با چه ویژگی‌های بارزی به خاطر می‌آورید؟

برجسته‌ترین صفت مرحوم پدر، صداقت ایشان بود. ایشان هرگز درون تعریف یا تنقید از کسی افراط نمی‌کردند و هرگز کسی را اين قدر بالا نمی‌بردند که مصون از خطا جلوه بدهند.

ایشان یک نواندیش، روشنگر و پژوهشگر کم‌نظیر بودند و همواره روشنگری را ملازم با دین و دینداری می‌دانستند. به اخلاق علمی سخت پایبند بودند و به اندازه خود علم، به اخلاق علمی اهمیت می‌دادند.

از همین روی حتی اگر کلمه‌ای و جمله‌ای را ازکتابی اخذ می‌کردند و یا از فردی می‌شنیدند، قطعاً به اين اشاره می‌کردند. یادم هست وقتی کتاب بی‌نظیر ترجمه نهج‌البلاغه را چاپ کردند، درون مقدمه اين با نهایت تواضع ذکر کردند که: خوانندگان کتاب اگر اشتباهات ایشان را متذکر شوند، موجب امتنان ایشان خواهد بود و درون جلدهای بعد، اسامی تمام کسانی را که این کار را انجام داده بودند، ذکر کردند.

مرحوم پدر مجتهد و فقیه بودند و لذا مواضع اخلاقی ایشان مبتنی بر یقین قلبی و قطعیت علمی بود و اثری از احساسات زودگذر و هیجانات و عواطف ناگهانی درون اعتقادات ایشان دیده نمی‌شد.

*چه شد که ایشان با وجود دستیابی به جایگاه و مراتب علمی بالا درون علوم دینی، لباس روحانیت را کنار گذاشتند؟

مرحوم پدر بنابراين از تحصیل درون حوزه علمیه نجف درون سال۱۳۲۷ به ایران بازگشتند و قصد داشتند به نجف برگردند، اما مسائلی پیش آمد که نتوانستند. من هیچ وقت از پدر نپرسیدم که چرا لباس روحانیت را کنار گذاشتند، ولی از روی رفتار و با دقت به اعتقادات ایشان، این گونه استنباط می‌کنم که مرحوم پدر برای لباس روحانیت حرمت فوق‌العاده‌ای قائل بودند و ملبس بودن را وظیفه بسیار سنگینی می‌دانستند.

از یاد نبریم که فضای دهه ۳۰ ایران به شدت ضددینی بود و به خصوص درون محیط تهران، به دلیل اشاعه لاابالی‌گری، دفاع از لباس روحانیت کار بسیار دشواری بود. با دقت به اینکه پدر قصد داشتند درون محیط دانشگاه به روشنگری و تبلیغ بپردازند، ترجیح دادند لباس روحانیت را کنار بگذارند.

غیر از این موضوع، ماندن درون لباس روحانیت مستلزم اين بود که تا چند پشت فرد روحانی و روحانی‌زاده باشند و پدر با اینکه به درجه اجتهاد رسیده بودند و تمامي دوستان و معاشران فاضل ایشان، بر این مطلب وقوف کامل داشتند، اما به دلیل نداشتن اين عقبه، نزد کسی شناخته شده نبودند. ایشان وقتی بعضی از رفتارهای نامناسب را می‌دیدند می‌گفتند: «اگر کسی بدون مجوز، لباس پاسبانی بپوشد، مجازاتش می‌کنند، اما حوزه از اجرای چنین قانونی ناتوان هست. شأن لباس پاسبانی را حفظ می‌کنند، اما حوزه با اين تمامي عظمت، نمی‌تواند چنین قانونی را اجرا کند. بنابراين بهتر اين هست که افراد با لباس عادی زندگی کنند تا نفوذیها و جاهلان شأن این لباس را از بین نبرند».

ایشان عمیقاً به دین باور داشتند و زندگی ایشان قبل و بعد از انقلاب، از این جنبه و رعایت احکام شرعی، کمترین تفاوتی نکرد. ایشان رابطه بین خود و خالق را بر دو بعد دین‌باوری و دین‌داوری استوار ساخته بودند.

*برادر شهید شما، احسان شهیدی، کی و چگونه به جبهه رفتند؟ نحوه شهادت ایشان چگونه بود؟

برادرم ابتدا درون دانشگاه تحصیل می‌کرد، اما به دلیل علاقه به فراگیری علوم دینی، به حوزه رفت. او با خواندن کتاب «بنابراين از پنجاه سال» پدر، احساس می‌کند حجت بر او تمام شده هست و باید برای ارشاد رزمندگان و موعظه برای آنها، عازم جبهه شود. او اصرار داشت که حتماً با رضایت پدر به جبهه برود. یادم نیست مرحوم پدر چه استدلالی داشتند، ولی یادم هست که مخالف رفتن احسان به جبهه بودند. احسان به مرحوم پدر اعلام کرد:« با تمامي احترامی که برای شما قائل هستم، اما مقلد حضرت امام هستم و لذا به فتوای ایشان عمل می‌کنم. ایشان فرموده‌اند که اگر کفار به بلاد مسلمانان حمله کردند، وظیفة هر مسلمانی هست که با بذل جان و مال از کشور دفاع کند و برای این کار نیازی به اذن حاکم شرع ندارد».

پدر به عنوان یک مجتهد رأی فقهی خود را گفتند، ولی با این استدلال احسان، فضایی که می‌توانست تبدیل به نوعی مواجهه عاطفی شود، با یک گفتگوی کوتاه طلبگی تمام شد.

یکی از همرزمهای برادرم می‌اعلام کرد که: ما درون جبهه کار تبلیغ می‌کردیم، اما درون عملیاتی احسان تصمیم گرفت همراه رزمندگان به خط مقدم برود. به او گفتم که وظیفه ما ارشاد و موعظه رزمندگان هست نه همراهی با آنان درون صحنه نبرد. احسان آیه۴۴ سوره بقره را قرائت کرد و اعلام کرد: مگر می‌شود شب و روز درباره فضیلت جهاد و شهادت برای رزمندگان بگوییم و آنان را به این امر ترغیب کنیم و خودمان این وظیفه را انجام ندهیم؟ و با این استدلال درون اين عملیات شرکت کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

* به شیوه‌های تربیتی پدر بزرگوارتان هم اشاره‌ای داشته باشید.

پدر به طور معمولً عواطف خود را پنهان نگاه می‌داشتند. خط قرمزهایی مثل ترک نکردن نماز و … را برایمان مشخص کرده بودند، اما کلاً شیوه‌های تربیتی ایشان بر پايه شرایط زمانه، انعطاف داشت. بیشتر اهل تساهل و تسامح و اغماض بودند و جز به ضرورت سختگیری نمی‌کردند، چون می‌دیدند اگر درون مواردی سختگیری بیشتری کنند، نتیجه تصوير می‌دهد.

* اشاره‌ای هم به مادر بزرگوارتان مرحومه عالیه سعیدی فرزند استاد سید غلامرضا سعیدی داشته باشید.

مرحوم پدر و آقای سید غلامرضا سعیدی، درون دهه ۳۰ همکاریهای فرهنگی و علمی فراوانی داشتند که یکی از آنها انتشار مجله «فروغ علم» بود. به سبب این آشنایی و همکاری، مرحوم پدر با دختر آقای سعیدی ازدواج کردند که ثمره اين سه پسر به اسامی حسین، حسن، محسن و احسان و یک دختر به نام شکوفه هست. مرحوم مادر انصافاً سنگ صبور پدرم بودند.

*بنابراين از درگذشت دکتر معین، مسئولیت مؤسسه دهخدا به دکتر شهیدی واگذار شد. از اين ایام چه خاطراتی دارید؟

من درون اين دوره نوجوان بودم. یادم هست که پدر بسته‌های فیش واژه‌ها را به منزل می‌آوردند و به ما می‌گفتند: آنها را با دقت تمام باز و الفبایی کنیم. اوایل این کار خیلی برای ما سخت بود، ولی کم‌کم عادت کردیم. من با اینکه هنوز دبستان می‌رفتم، به قدری درون الفبایی کردن فیشها مهارت پیدا کرده بودم که می‌توانستم الفبا را حتی برعکس هم بخوانم!

*یکی از کسانی که مرحوم دکتر شهیدی بسیار تحت‌تأثیر او بودند، مرحوم علامه ‌شرف‌الدین هست. درون این باره هم شنیدن تحلیل شما مغتنم هست؟

مصلح کبیر، شیخ محمدحسین شرف‌الدین فیلسوف، متکلم، مفسر، محدث، مورخ، خطیب، فقیه و ادیبی والامقام بودند، بدان گونه که حضرت امام ایشان را « هشام‌بن‌حکم‌ زمان» می‌نامیدند.

ایشان علاقه خاصی به ایران داشتند و می‌گفتند که: خداوند، ایمان را به واسطه ایران حفظ خواهد کرد. طلاب زیادی از کشورهای مختلف و مذاهب گوناگون اسلامی از فیض وجود ایشان بهره‌مند شدند، از جمله مرحوم پدر که ارادت خاصی به ایشان داشتند، به طوری که می‌توان کتاب‌« جنایات تاریخ» ایشان را ملهم از کتاب« البض والاجتهاد» علامه شرف‌الدین دانست.

همچنین  درون تألیف کتابهای «تاریخ تحلیلی اسلام»،«قیام امام حسین(ع) »،«سیره معصومین(ع)» و «تقریب مذاهب اسلامی» تحت‌تأثیر شیوه محکم استاد بودند. مرحوم پدر همواره بر پیشرو بودن علامه شرف‌الدین تأکید داشتند و می‌گفتند که: ایشان حتی درون جهاد مسلحانه هم درون خط مقدم بودند، اما امور سیاسی و مبارزاتی موجی نشد که از کارهای ارزنده علمی باز بمانند.

* از جمله بزرگانی که با مرحوم دکتر شهیدی مؤانست و مجالست داشتند، چه کسانی را به خاطر می‌آوردند؟

مرحوم پدر با بسیاری از بزرگان ارتباط داشتند. یادم هست که درون روزهای چهارشنبه، جمعی از این بزرگان دور هم جمع می‌شدند و محفلی به نام« اصحاب چهارشنبه» را درست کرده بودند. شهید مطهری، مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی، مرحوم احمد آرام، مرحوم خدیوجم، دکتر مهدی محقق و بسیاری دیگر درون این جمع شرکت می‌کردند. پدر با امام موسی صدر نیز رابطه دوستانه‌ای داشتند و ایشان دست تفقدی هم به سر بنده کشیدند که خاطره‌اش را از یاد نمی‌برم.

* وقت‌شناسی مرحوم شهیدی زبانزد خاص و عام هست. درون این زمینه خاطره‌ای دارید؟

من از این ادعا‌ها نمی‌کنم که می‌شد ساعتتان را با ایشان تنظیم کنید، اما یادم هست که فوق‌العاده برای وقت ارزش قائل بودند. حتی وقتی به زیارت می‌رفتیم، زیارت کوتاهی می‌خواندند و دو رکعت نماز به‌جا می‌آوردند و برمی‌گشتیم.

درون رفت و آمدهای خانوادگی هم همین طور بودند. حتی کسانی که ایشان را خوب نمی‌شناختند، ممکن بود کوتاه بودن ملاقاتها را به حساب بی‌اعتنایی ایشان بگذارند، اما واقعیت این هست که ایشان نهایت تلاش را می‌کردند که برای هر کاری همان قدر که ضرورت دارد وقت بگذارند و از بطالت واقعاً گریزان بودند. همیشه ساعت ۹ و نیم شب می‌خوابیدند و خود من هرگز یادم نمی‌آید که حتی اگر فردا امتحان بسیار مهمی هم داشتم، بیشتر از ساعت ده‌ و نیم بیدار مانده باشم.

* درون اوایل انقلاب بحث تخصص و تعهد خیلی داغ بود. نظر ایشان درباره این مقوله چه بود؟

ایشان معتقد بودند که حتی اگر پینه‌دوزی هم می‌کنیم، باید درون حد اعلای دقت و تخصص باشد. همواره به ما توصیه می‌کردند که کارهایمان را با عالی‌ترین کیفیت انجام بدهیم و درون اين متخصص باشیم. همین توصیه‌ها موجب گردید که من حتی اگر موضوعی را هم بدانم، قطعاً از اهل فن و متخصصان کمک بگیرم و بدون مراجعه به کارشناس کاری را انجام ندهم.

ایشان همواره بین جنبه‌های دینی و علمی توازن و تعادل را حفظ می‌کردند. هرگز ندیدم که به خاطر نگاه علمی و محققانه، از پرداختن به ادعیه یا شرکت درون مراسم مذهبی و عزاداری‌ها همراه با مردم فاصله بگیرند. همیشه این تعابیر علمای قدیم را به کار می‌بردند که رگ عوامی را از ما نگیرید. به شدت قائل به رعایت معیارها و هنجارهای جامعه بودند و عالم و محقق بودن را بهانه‌ای برای فاصله گرفتن از آداب و سنن صحیح نمی‌دانستند.

* همان‌طور که اشاره کردید، یکی از آثار گرانسنگ و ارزشمند ایشان که درون پایان عمر بدان پرداختند، ترجمه نهج‌البلاغه هست که انصافاً درون اوج پختگی ادبی هست. اشاره‌ای هم به نحوه نگارش این اثر کم‌نظیر داشته باشید.

انصافاً ترجمه نهج‌البلاغه گل سرسبد آثار مرحوم پدر هست که تسلط غبطه‌برانگیز ایشان را به ادب فارسی و عربی نشان می‌دهد. مرحوم پدر درون واقع با دست یازیدن به این اثر، ذوق آزمایی کردند و من تردید ندارم که اگر حتی این کتاب چاپ هم نمی‌شد، ایشان باز هم همین قدر برایش وقت و انرژی می‌گذاشتند. ایشان درون سن۷۱ سالگی و درون اوج پختگی علمی و ادبی به ترجمه نهج‌البلاغه پرداختند که به نظر من مرحله عالی سیر علمی ایشان هست و به اصطلاح دیگر وقتش بود که این کار را انجام بدهند. نهج‌البلاغه یک درجه پایین‌تر از قرآن هست و هر صاحب علم و ذوقی آرزو دارد به سراغ ترجمه اين برود.

* آیا هیچ وقت تصمیم گرفتند قرآن را ترجمه کنند؟

اتفاقاً بارها به ایشان پیشنهاد شد، اما به دلیل احتیاط بالای علمی و اخلاقی قبول نکردند.

۲۴ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق


(
۰٫
امتیاز از ۰
)













هشدارهایی درباره رعایت حدود نامحرمی درون دید و بازدیدها




حجت‌الاسلام اخوی امروز درون نرم افزار زنده رادیو معارف با اشاره به اهمیت حفظ حجاب و عفت بیان داشت: درون روایات داریم اثر گناه بر روح انسان مثل اثر چاقوی تیز روی گوشت هست. انسانی که دائم درون گناه باشد دیگر برای او تقوایی باقی نمی‌ماند. درون این حالت دیگر برای شخص بایدها و نبایدهای الهی اهمیت ندارد. درون آیات حجاب نیز این نکات منعکس شده هست. 

وی درباره رابطه حجاب و ایمان اعلام کرد: درون آیه۵۹ سوره احزاب خداوند می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ‏ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِن‏؛  اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوشش‌هاى خود را بر خود فروتر گیرند» خداوند درون این آیه به پیامبر(ص) اشاره دارد به زنانِ از اهل ایمان بگو  حجاب داشته باشند و جلباب بپوشند که به تعبیر امروز ما همان چادر هست. درون ادامه می‌فرماید: «این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر هست‏». 

این کارشناس مذهبی افزود: همچنین خداوند درون آیات سوره نور می‌فرماید به مردان و زنان مؤمن چشمان خود را حفظ کنند و مخصوصاً به زنان می‌فرماید: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها…؛ زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر آنچه که [طبعاً] از اين پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان‏ و درون کل محرم خود نشان ندهند.

رابطه نزدیک بین عفاف و تزکیه 

حجت‌الاسلام اخوی با اشاره به اینکه خداوند به اهمیت تزکیه درون موضوع حفظ و رعایت عفاف اعلام کرد: خداوند وقتی درون آیه۳۰ نور می‌فرماید «به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند» درون علت اين بیان می‌دارد: «ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ؛ این امر برایشان سبب تزکیه بیشتر هست».  وقتی بحث تزکیه مطرح می‌شود، موضوع قلبیات مطرح می‌شود، زیرا قلب جایگاه ایمانیات هست. به امیرالمؤمنین(ع) گفتند چطور هست که شما اینگونه با خدایید؟ حضرت دست روی قلب مبارکشان گذاشتند و فرمودند: «کنت بوّاباً عَلَی بابِ قَلبی» یعنی من جلوی درب قلبم دروازه‌بانی کردم. اجازه ندادم هر چیزی وارد قلبم شود. سعی کردم هر آنچه مورد رضایت خداست وارد قلبم کنم. اگر انسان تقوا داشته باشد، به این مرحله می‌رسد و تقوا یعنی دروازه‌بانی.

دستور خداوند به حفظ خانواده از بی‌تقوایی

وی درون اهمیت مسئولیت مردان درون قبال تقوای خانواده اعلام کرد: گاهی بی‌توجهی مردان نسبت به خانواده سبب می‌شود اهل منزلشان از حجاب رویگردان شوند. درون حالی که خداوند می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت اين، مردم و سنگ‌هاست حفظ کنید.» اما این بی‌توجهی چرا حاصل می‌شود؟ بر پايه این آیه می‌توان اعلام کرد زیرا تقوا از وسط برداشته می‌شود. بنابراين رابطه مستقیمی بین تقوا، قلب و ایمان انسان برقرار هست. انسان اگر اهل تقوا باشد، قلب او پاک می‌ماند. اگر قلب پاک بماند، ایمان درون صفحه قلب او جای می‌گیرد و وجود انسان را می‌گیرد و به دنبال اين تابع و پیرو فرموده‌های خدا می‌شود که یکی از مصادیق تابع بودن، موضوع حجاب هست.

انسان اگر اهل تقوا باشد، قلب او پاک می‌ماند. اگر قلب پاک بماند، ایمان درون صفحه قلب او جای می‌گیرد و وجود انسان را می‌گیرد و به دنبال اين تابع و پیرو فرموده‌های خدا می‌شود که یکی از مصادیق تابع بودن، موضوع حجاب هست.

 

این کارشناس مذهبی برداشته شدن حریم بین نامحرمان را یکی از خطرناک‌ترین نوع روابط معرفی کرد و افزود: خداوند درون آیه۵۳ احزاب می‌فرماید: «…وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن؛ و چون از زنان چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‌‏تر هست‏». اگر از زنان نامحرمی وسیله‌ای می‌خواهید، از پشت پرده باشد و یک حجاب و حریمی بینتان باشد. حال این حجاب ممکن هست ظاهری و یا باطنی و قلبی باشد. خداوند درون ادامه مجدد به قلبیات اشاره می‌کند و می‌فرماید: این مسأله طهارتش برای قلبتان بیشتر هست. زیرا  روبرور شدن مکرر نامحرمان نسبت به یکدیگر خطراتی را متوجه انسان می‌کند و او را درون معرض بی‌تقوایی قرار می‌دهد که متأسفانه نمونه‌های دردناک متعددی را درون پرونده‌های طلاق شاهد بودیم.

 

 خداوند درون آیه‌ای از قرآن می‌فرماید: «چون از زنان چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‌‏تر هست‏» اگر از زنان نامحرمی وسیله‌ای می‌خواهید، از پشت پرده باشد و یک حجاب و حریمی بینتان باشد. حال این حجاب ممکن هست ظاهری و یا باطنی و قلبی باشد. زیرا  روبرور شدن مکرر نامحرمان نسبت به یکدیگر خطراتی را متوجه انسان می‌کند و او را درون معرض بی‌تقوایی قرار می‌دهد

 

حجت‌الاسلام اخوی درون این باره افزود: درون یکی از این پرونده‌ها دریافتیم مردی به صورت مکرر با دوستش رابطه خانوادگی برقرار کرد تا جایی که همسفره شدند و درون بگو بخندهای یکدیگر شرکت می‌کردند. به مرور زمان رابطه‌ها و حریم‌ها شکسته شد و بعد بین دوست شخص و همسرش رابطه عاطفی برقرار شد و این امر موجب فساد و بعد طلاق شد. از این رو باید هم خود و هم خانواده را از خطر بی‌تقوایی و سقوط درون باتلاق‌های گناه حفظ کنیم. بنابراین بین حجاب، قلب، تقوا و ایمان رابطه بسیار مستحکمی وجود دارد که هر کدام وابسته به رعایت دیگری هستند. 




منبع : باشگاه خبرنگاران پویا









تعداد نظرات : ۰ نظر




۲۴ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق

حضرت استاد از زبان استادشان مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر برهان نقل می کنند که اين مرحوم می فرمودند:

ثواب زیاد هست ولی ثواب دان ما سوراخ هست، یعنی فلان عمل خوب به جای می آوریم، و درون عوض به ما ثواب هم می دهند، ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم، مثلاً غیبت می کنیم و ثواب ها هم می ریزد و از بین می رود.

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند:

 به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گوینده موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته هست خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام هست مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب درون او تاثیری نخواهد داشت.

حضرت استاد می فرمایند:

یکی از رمزهای موفقیت  این هست که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و درون نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(ع) را با عظمت ببرید زیرا اين بزرگواران درون اصل اساتید ما  هستند و تمامي علوم به آنها ختم می شود

جملاتی ناب از گوهرهای درس اخلاق یه الله مجتهدی

حضرت استاد از زبان استادشان مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر برهان نقل می کنند که ن مرحوم می فرمودند: ثواب زیاد هست ولی ثواب دان ما سوراخ هست، یعنی فلان عمل خوب به جای می وریم، و درون عوض به ما ثواب هم می دهند، ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم، مثلاً غیبت می کنیم و ثواب ها هم می ریزد و از بین می رود.

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند:

 به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گوینده موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته هست خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام هست مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب درون او تاثیری نخواهد داشت.

حضرت استاد می فرمایند:

یکی از رمزهای موفقیت من این هست که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و درون نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(ع) را با عظمت ببرید زیرا ن بزرگواران درون اصل اساتید ما  هستند و تمامي علوم به نها ختم می شود لذا با احترام نام ببرید

مثلاً بگویید امیرمؤمنان علی ابن ابیطالب(ع) یا فاطمه زهرا(س) ولی بعضی ها هستند، خصوصاً از اهل منبر، می گویند علی به فاطمه اعلام کرد، این گونه منبرها نور ندارد، و من از این اشخاص بدم می ید، چرا که اگر همان خطیب که به مولای متقیان علی(ع) می گوید علی، اگر او را به هنگام صدا زدن، اسم کوچک را بگویی، ناراحت می شود.

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند:

اگر بخواهم ریاستی داشته باشم می توانم، لذا برای من فرق نمی کند، مثلاً فقه و اصول بگویم یا اینکه این بچه های طلبه بیایند، از نها سؤال کنم که فعل وفاعل و جار و مجرور را مشخص کنند.

من می توانم درون این حوزه علمیه از اساتید و مجتهدین تقاضا کنم و یا دعوت نمایم و بدین وسیله درس خارج راه بیندازم و اینجا شلوغ کنم و ریاست کنم، شما هم ببینید کجا می شود بهتر خدمت کرد، حالا اگر اسم و رسمی هم نداشت، اشکالی ندارد، مهم این هست که خدمت کنیم به طوری که خدا واهل بیت پیامبر(ع) اين را بپذیرند.

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند:

 یادم می ید که هجده ساله بودم و شب عید بود، و من درون مدرسه فیضیه قم تحصیل می کردم و چون ایام تعطیلات بود لذا تمام رفقا به شهرستانهای خود رفته بودند ،چون تنها بودم، تخم مرغی درست کرده و شروع به خوردن کردم.

درون همین حال به فکر افتادم که الان خانه ما پلو می خورند. خودم را موعظه کردم و گفتم عیب ندارد همین را بخور، دَرسَت را بخوان، مسجد و حرم برو، نماز شب بخوان، همین امور بهتر هست، زیرا تحمل سختی ها انسان را به مقصد می رساند.

حضرت آیت الله مجتهدی فرمودند:

درون یکی از شبهای احیا مادری پیغام فرستاد، که فرزندم بچه چند ماهه ای هست، که درون چشمش خوکار رفته، و پرده چشمش پاره شده هست و قرار هست که فردا صبح او را عمل کنند.

مادر به دکترها گفته بود اجازه بدهید قبل از عمل، امشب بچه را  به منزل ببرم و فردا او را برمی گردانم دکترها بر اثر اصرار مادر قبول کردند، و شب مادرش او را به حوزه علمیه ما ورده، و به ما گفتند دعا کنید، اين شب هم، شب احیا بود، ما هم دعا کردیم و مردم مین گفتند، فردا که بچه را به بیمارستان بردند دکترها بعد ازمعاینه مجدد، تعجب کردند و به مادر بچه گفته بودند که او به طور معجزه سایی، پرده چشمش خوب شده هست، حتی درون این حوزه علمیه مریض سرطانی هم ورده اند و از اهل بیت(ع) شفا گرفته اند. خداوند متعال می فرماید (ادعونی اَستجِب لَکُمدعا کنید تا من مستجاب کنم، حالا اگر دعای بعضی، مستجاب نمی شود عللی دارد که یکی از نها اینست که خداوند ن بنده را دوست دارد، و می خواهد صدای گریه و زاریش را بشنود.

۲۴ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق


مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه

اگرچه خداوند به فقرایی که عفاف می ورزند و حاجت نزد دیگران نمی برند وعده پاداش داده و درون اسلام بر حفظ عزت و کرامت نفس تاکید شده هست، اما عواملی مثل سیستم معیوب آموزشی و وجود چندشغله ها و… به رواج تکدی گری درون جامعه دامن می زند.

درون احادیث بر جای مانده از حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع)، تاکید فراوانی بر کار کردن و دوری از سستی و تنبلی شده هست و درون مکتب امامان(ع) ما بیکاری جایگاهی ندارد و بیکار بودن با وجود داشتن تنی سالم و تندرست به هیچ وجه توجیه نمی شود.

با این وجود اما امروز درون جامعه اسلامی، بیکاری بیداد می کند و از سوی دیگر افراد نیز هیچ کوششی برای راه اندازی یک کسب و کار حتی کوچک ندارند. متاسفانه، حتی تکدی گری درون میان قشر جوان گسترش یافته و بعضاً جوانان برومندی را می بینیم که با وجود اینکه تن سالمی دارند، ولی روی به گدایی کردن آورده اند تا بی زحمت پول به دست آورند!! آنهم به قیمت زیر سوال بردن ارز های دینی، اخلاقی و انسانی.

از این رو، بر اين شدیم درون مورد جایگاه کار و تلاش درون اسلام، آسیب های بیکاری و تکدی گری با حجت الاسلام امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه و عضو انجمن علمی تاریخ نویسان حوزه علمیه قم به اعلام کرد وگو بنشینیم که حاصل اين به حضورتان تقدیم می شود:

با دقت به آنکه اسلام نسخه جامع و کامل برای تمامي ابعاد زندگی بشر هست، درون مورد کار و تلاش چه تصریحی دارد؟

کار درون اسلام مقدس شمرده شده هست. تلاش برای تامین معاش خانواده مانند جهاد برای خدا هست، بیش از پنج روایت از معصوم(ع) داریم که درون آنها کار معادل با جهاد معرفی و درون برخی روایات کار برتر از جهاد بیان شده هست، چون کار مایه حیات و بستر سعادت انسان هست.

تمام موجودات درون آفرینش و هستی درون تلاش برای کار هستند و هستی بر محور کار کردن حیات دارد، موجودات دیگر غیر از انسان تمامي کارگر هستند، درون روایات داریم از امام معصوم که کار و تلاش را از مورچگان و حشرات یاد بگیرید.

خداوند درون قرآن می فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا؛ بگو هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مى ‏كند و پروردگار شما به هر كه راه‏يافته‏ تر باشد داناتر هست».

مهم آنکه معصومان(ع) درون عمل نیز بر این مهم بوده و تاکید داشته اندف چنان که پیامبر(ص) قبل و بعد از بعثت خویش کار می کردند و ولي تمامي انبیا چنین بودند. داوود نبی(ع) زره می بافت و صنعت گر بود. موسی(ع) برای شعیب چوپانی می کرد. پیامبر اسلام(ص) نیز قبل از بعثت چوپانی می کردند و شتر و گوسفند می چراندند. بعدها با اموال حضرت خدیجه(س) تجارت کردند و با این اموال کالا به شام می بردند و می آوردند و با سود مُجازی که به دست می آمد، امرار معاش می کردند.

امیرالمومنین امام علی(ع) حتی برای یهودیان کار می کردند. آب برای نخلستان ها می کشیدند، حضرت(ع) باغ و زراعت داشتند. امام حسن(ع) نیز باغ داشت و با اینکه غلامی درون خدمت حضرت(ع) بود ولی خودشان هم کار می کردند نه اینکه بنشینند و دیگران برایشان کار کنند.

یا آنکه درون تاریخ آمده حضرت امیر(ع) درون ابتدای زندگی مستاجر بودند و از راه کار و تلاش زندگی را اداره و به دیگران هم کمک می کردند و درون نخلستان های اطراف مدینه مشغول بودند، درون کوفه هم با اینکه حاکم بودند، مشغله کاری داشتند. درون مقام  کار و کارگر این کافی هست که وقتی پیامبر(ص) از غزوه تبوک باز می گشتند سعد انصاری به استقبال حضرت(ص) آمد و مصافحه کرد، پیامبر(ص) درون این مصافحه احساس کردند دست سعد پینه بسته و از چرایی اش پرسیدند، سعد عرض کرد: با این دست بیل می زنم و معاش خانواده ام را درون می آورم؛ پیامبر(ص) دست او را بوسیدند و فرمودند: «این دستی هست که آتش به اين نمی رسد و کار سعد برتر از جهاد هست.»

این رویکرد بهترین تشویق نسبت به کارگر درون اسلام هست.

امام صادق(ع) نیز درون باغستان های مدینه کار می کردند، یکی از اصحاب به نام ابوعمر شیبانی اعلام کرد: دیدم که امام صادق(ع) عبا بر دوش و بیلی بر دست دارد و از شدت کار کردن از پیشانی اش عرق سرازیر بود، عرض کردم یابن رسول الله(ص)! اجازه بده من کار شما را انجام دهم، فرمودند: خیر، من دوست دارم كه مرد براي تأمين معيشت خود درون گرمای آفتاب اذيّت شود، من کسی را دارم که برایم کارها انجام دهد ولی دوست دارم خودم عرق بریزیم و دوست دارم خدا مرا ببیند که برای کسب حلال تلاش می کنم.

بر پايه همین رویکرد بود که اهل بیت(ع) همواره درون کار و تلاش بودند و اساساً کار کردن درون دین ما عبادت محسوب می شود. درون نگرش مکتب اهل بیت(ع) نیز کار عبادت هست، لذا درون اسلام از بیکاری و تنبلی به شدت نهی شده هست.

تنبلی و بیکاری چه آثاری را روی فرد و جامعه می گذارد، اشاره داشتید که اسلام به شدت این مساله را نهی کرده هست. علت چیست؟

بیکاری به سلامت و عزت انسان آسیب می زند؛ لذا خداوند انسان بیکار را دوست ندارد و این موضوع درون لسان اهل بیت(ع) نیز بیان شده هست. حضرت امیر(ع) فرمودند: «انسان باید درون عبادت به قدری کوشا باشد که گویی بعد از اين عمرش به پایان رسیده هست و برای امرار معاش باید به گونه ای باشد که گویی هزار سال می خواهد عمر کند.»

همچنین امام صادق(ع) فرموده اند: «از تنبلی و بیکاری بپرهیزید که کلید تمام بیماری ها و مشکلات هست.» امام کاظم(ع) نیز درون مورد تنبلی فرمودند: «از تنبلی دوری کن که اندوه آور هست و اندوه انسان را از لذت دنیا و آخرت باز می دارد.»

بر پايه آموزه های دینی روایی، لذت دنیا با کار و تلاش و کسب درآمد به دست می آید و انسان باید برای اين مشقت و بی خوابی بکشد. درون کتاب «من لا یحضر الفقیه» شیخ صدوق از امام صادق(ع) آمده هست: «درون طلب روزی تنبلی نکنید چنان چه جد ما پیامبر(ص) و پدر ما امیرالمومنین تلاش می کردند لذا ما تنبلی نمی کنیم.»

همچنین نقل شده: «معاذ بن کثیر» نزد امام صادق(ع) رفت، او بنابراين اندازی داشت و از سود اين دسترس می کرد. به حضرت(ع) عرض کرد: با اینکه پول دارم کار کنم یا کار را رها کنم؟ حضرت(ع) فرمودند: «هرگز! با اینکه درآمد هم داری اما کار کن». این یعنی ائمه(ع) حتی درون صورت تمول مالی افراد آنها را از بیکاری منع می کردند.

علاوه بر این، درون کتاب «تحف العقول» نیز روایات فراوانی درون مورد منع بیکاری وجود دارد. از پیامبر(ص) نقل هست که فرمودند: «دو خصلت برای مردم دردسرآفرین هست که یکی از آنها بیکاری و دیگری تنبلی هست.» درون «مکارم الاخلاق» نیز  از امام صادق(ع) نقل شده که ایشان فرمودند: «خداوند انسان بیکار و تنبل را دوست ندارد و دعای انسان تنبل مستجاب نمی شود». درون «جامع الاحادیث» نیز روایات فراوانی درون مذمت و نکوهش بیکاری، سستی و تنبلی وجود دارد از جمله اینکه شخص بیکار هم درون دنیا و هم درون آخرت فقیر هست.

اگر انسان کار کند می تواند درآمد داشته باشد و از اندوخته اش به دیگران قرض دهد یا وقف کند و آخرت خود را بسازد. درون اسلام مشاغل مستحب دارای احکام هست اما بر تجارت و خرید و فروش سفارش و از مشاغل خوب و سودمند معرفی شده اند حتی تجارت از کارهای مقدس به شمار آمده هست.

از سوی دیگر به دلیل ارزشی که اسلام برای کار قائل هست ربا را حرام و درون حکم جنگ با خدا می داند چراکه درون ذات ربا، بیکاری و رکود وجود دارد. لذا اسلام درون برابر ربا، مضاربه و بسیاری دیگر از گزینه ها را درون اختیار مومنین قرار داده هست تا بیکاری و تنبلی درون میان پیروان این مکتب اصیل و انسان ساز تعطیل شود.

با این وجود، امروز درون جامعه ما بسیاری از افراد با اینکه جوان و تنومند هستند و از تندرستی برخوردارند نه تنها کار نمی کنند و تلاشی برای پیدا کردن شغل ندارند، بلکه حتی گدایی و تکدی گری می کنند. افق دید اسلام درون این باره چیست؟

گدایی کردن، عزت نفس را از بین می برد و خداوند هرگز اجازه نداده کسی عزت نفس خود را نزد دیگران ضایع کند و می فرماید: ولو یک حبه را از خدا بخواهید و درون مقابل دیگران دست دراز نکنید.

خداوند به انسان عقل و اعضای بدن داده تا تلاش کند. دانستن قدر این تمامي نعمت، کار و تلاش کردن و اظهار نیاز و ذلت و خواری درون برابر دیگران کفران نعمت هست، تنبلی و بیکاری، انسان را وابسته به دیگران می کند لذا کشورهای صنعتی مثل آلمان و ژاپن اوقات بیکاری ندارند. حتی درون برخی شهرستان های چین مردم ایستاده غذای خود را می خورند تا زمان و وقت از دست نرود. ولي من نمی گویم از آنها به شکل تام پیروی کنیم چراکه دین ما مقرراتی دارد اما حداقل متوجه باشیم آنها زیر سایه این تلاش ها هست که کشور صنعتی اول درون دنیا شده اند. گویی دیگران درون اجرای دستورات اسلام بهتر از ما عمل کرده اند!

این درون حالی هست که خداوند انسان را بی نیاز از دیگران آفریده هست چنان که درون سوره مبارکه نجم می فرماید: «وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى؛ و هم اوست كه [شما را] بى ‏نياز كرد و سرمايه بخشيد».

خداوند به فقرایی که عفاف می ورزند و حاجت نزد دیگران نمی برند وعده پاداش داده هست. درون اسلام عزت نفس و کرامت نفس بسیار تاکید شده هست. عرفا یکی از شرایط سیر و سلوک را عفت به معنای عدم درخواست از مردم بیان کرده اند. امام باقر(ع) درون مورد عدم سوال و اظهار نیاز از مردم فرمودند: «شیرینی صبر درون نداری و عدم اظهار حاجت و گدایی از مردم هست.»

چه عواملی سبب می شود علیرغم این آموزه های غنی و روشن، درون جامعه اسلامی ما عده ای حتی درون میان نسل جوان به آسانی تن به گدایی داده و به جای کار و تلاش اثرگذار، سر چهارراه ها و خیابان ها مشغول تکدی گری باشند؟

متاسفانه، اینکه درون جامعه ما حتی افراد با وجود تندرستی کار نمی کنند، عوامل مختلفی دارد. به نظر من از اساسی ترین علل درست نبودن شیوه آموزش درون کشور هست. نظام آموزشی ما بر پايه سنت های خودمان نبوده و تقلیدِ از الگوی های پنجاه سال قبلِ غرب هست درون حالی که غربی ها نظام های آموزشی خود را امروزه بر پايه نیازها، صنایع و فنون عوض کرده اند ولی ما همچنان نظام آموزشی تقلیدمحور داریم و بر پايه همان تقلیدی که چهل سال قبل درون ایران بود این سیستم را ادامه داده ایم لذا خروجی آموزشگاه ها جز آدم های تنبل و پشت میزنشین ها نیست. الان سالانه چه قدر آزمون های استخدامی می گیرند؟

باید درون نظام آموزشی کشور تجدیدنظر و بر پايه موقعیت جغرافیایی و اقلیمی خودمان نرم افزار ریزی کنیم. سیستم آموزشی ما ایراد دارد و این یکی از علل رواج تنبلی درون میان ایرانیان هست. درون گذشته ای نه چندان دور مثلا درون اصفهان و آذربایجان وقتی از شغل یک نفر سوال می کردند اين شخص پاسخ می داد که ما خانوادگی مسگر هستیم. یعنی بسیاری از افراد شغل خانوادگی داشتند ولی امروزه بسیاری از این مشاغل تعطیل شده هست و این مساله نیز به دلیل اشکال درون نظام آموزشی ماست که به دنبال آموزش فن نیست.

تقریبا شصت درصد از عمر جوانان درون مراکز آموزشی می گذرد، یعنی بیشتر وقت جوان درون اختیار آموزش و پرورش و دانشگاه هست. ماجرا اینجاست که سیستم آموزشی ما آدم های پُرتلاش را تربیت نمی کند. اخیرا معضل و سر و صدایی درون کشور ایجاد شد و یکی از مطالبات مساله بیکاری بود. متاسفانه تمامي از دولت انتظار دارند. اکنون ۹۰ درصد بودجه مملکت برای پرداخت به کارکنان هزینه می شود و با اين ۱۰ درصد باقیمانده نمی شود کاری کرد.

عامل دیگر درون رواج بیکاری و تنبلی درون جامعه ایرانی، چندشغله ها هستند. من خانواده ای را می شناسم که هفت نفر اين همگی دارای دو شغل دولتی هستند!! و درون مقابل خانواده ای را می شناسم که درون حاشیه های شهر قم زندگی می کنند و روزی چند هزار تومان هم به زور درآمد دارند.

قاضی ای داریم که هم از قوه قضاییه حقوق می گیرد و هم عضو هیئت علمی هست. همین هست که جوان ناامید می شود. از سوی دیگر مراکز آموزشی نیز رشد قارچ گونه پیدا کرده اند. این تمامي دانشگاه و مراکز آموزشی و مدرک پشت مدرک، بحث این هست که این تمامي مدرک می دهید لااقل کار و شغل هم درست کنید. فردی که دکترا دارد انتظارات اش متفاوت با فردی هست که دیپلم دارد. مورد دیگر که سبب بیکاری می شود تبعیض ها و استخدام های گزینشی و انحصاری هست، تمامي منتظرند تا درون یک اداره دولتی استخدام شوند.

یعنی تلاشی برای ایجاد یک کار و تولید صورت نمی گیرد و این بزرگترین ضربه هست. تمام حکومت ها این گرفتاری را داشتند که درون ایجاد رفاه سقوط کردند ولی به هرحال هم مردم و هم دولت دست به دست هم دادند و مسائل را حل کردند. امام معصوم(ع) فرمودند: «ریشه تمام فسادها درون بیکاری هست». این مساله عملا درون جامعه امروز ما دیده می شود. تمام این معضلات اجتماعی و سرقت ها و بسیاری دیگر از آسیب ها از بیکاری و تنبلی هست. چه بسا فرد اتفاقا تندرست هم بوده ولی تنبلی کرده و درون خانه می نشسته هست و این خانه نشینی سبب بروز دعوا و اختلاف شده و نهایتا به فجیع ترین شکل به پایان رسیده هست و فرد خانواده خود را به قتل رسانده هست. یا بسیاری از طلاق ها که اين هم ریشه درون بیکاری دارند. از نظر من جامعه امروز ایران درگیر عدم تلاش درون ایجاد شغل و تولید هست. تمامي منتظر هستند که پشت میز نشین شوند و هیچ تلاشی نمی کنند.

۲۰ام دی ۱۳۹۶ به سوی حق